روزها گذشت و باز نوبت ما شد تا بار ديگر ارادت و عشق خود را به سرور آزادگان جهان نشان دهيم و باز چون ساليان گذشته با وجود مشکلات فراوان از بم به تهران امدم و در اين مراسم با شکوه شرکت نمودم  با يک تفاوت که امسال دو نفری رفتيم يعنی من و کيا پسر گلم..........عاشورای حسينی بر همه تسليت باد.

 

محرم سال 1380

محرم سال 1383

پیسر باباش کیانوش

/ 4 نظر / 20 بازدید
صنم

سلام.قبول باشه...//ما ندانیم که دلبسته اوییم همه*** مست و سرگشته آن روی نکوییم همه*** فارغ از هر دو جهانیم وندانیم که ما*** در پی غمزه اوبادیه پوییم همه*** ساکنان در میخانه عشقیم مدام*** ازازل مست ازآن طرفه سبوییم همه*** هر چه بوییم زگلزار گلستان وی است*** عطریار است که بوئیده و بوییم همه*** جزرخ یار جمالی و جمیلی نبود*** درغم اوست که در گفت و مگوییم همه*** خود ندانیم که سرگشته وحیران همگی*** پی آنیم که خود روی به روییم همه//.در پناه خدا باشید همیشه...یا حق

sevda

سلام بابا. وای ی ی ی ی ی ی ی داداشی من چقدر بزرگ شده . بابا عزاداريها قبول . موفق باشی بابا.دخترت سودا

محمد حامد (کشکول جوانی )

سلام . دفعه اوله که ميام اينجا . قشنگ بود . در ضمن ماشاالله به آقا کوچولو که مثل علی اصغر خودش را درست کرده بود . الهی صد سال زنده باشه . زندگينامتون هم خوندم . که البته ادامه نداشت اميدوارم ادامه بدين . موفق باشيد

Nazi Nazgolak

salam...merci ke be weblogam sar zadi...elahiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii in koochooloo che naze...khoda negahesh dare...bazam pisham biaee khoshhal misham..delet shado labet khandoon..Nazi